كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

659

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَمَا اسْطاعُوا پس نتوانستند يأجوج و مأجوج أَنْ يَظْهَرُوهُ آنان كه بالاى روند بر آن سد بسبب ارتفاع و انملاس وَ مَا اسْتَطاعُوا و نتوانستند لَهُ نَقْباً مر او را سوراخ كردن به‌واسطه سختى و صلابت آن قالَ گفت ذو القرنين بعد از ساختن آن هذا اين سد و اقتدار بر اتمام آن رَحْمَةٌ بخششى است مِنْ رَبِّي از پروردگار من بر آنها كه مىترسيدند از فتنه يأجوج و مأجوج فَإِذا جاءَ پس چون بيايد وَعْدُ رَبِّي وعده آفريدگار من بخروج يأجوج مأجوج جَعَلَهُ گرداند اين سد را دَكَّاءَ زمينى هموار يعنى او را از پيش راه ايشان بردارد وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي و هست وعده پروردگار من حَقًّا درست و راست خروج اين گروه از ماوراء السد يكى از علامات قيامت است و در اواخر سوره انبياء ع ذكر آن خواهد آمد ان‌شاءالله تعالى وَ تَرَكْنا و مىگذاريم ما بَعْضَهُمْ برخى از يأجوج و مأجوج يَوْمَئِذٍ آن روز يعنى روز خروج كه ازدحام نموده يَمُوجُ فِي بَعْضٍ اضطراب مىكنند و داخل مىشوند در برخى ديگر و گفته‌اند مراد آنست كه روز قيامت انس و جن از روى تحير و اضطراب در هم آميزند وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ و دميده شود در صور براى قيام قيامت فَجَمَعْناهُمْ پس جمع كنيم همه خلق را جَمْعاً جمع كردنى براى حساب و جزا در عرصه محشر وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ و ظاهر گردانيم دوزخ را يَوْمَئِذٍ آن روز لِلْكافِرِينَ براى ناگرويدگان عَرْضاً ظاهركردنى و اظهار آن بر ايشان قبل از دخول در ان جهت زجر و تهويل باشد الَّذِينَ آن كافرانى كه از فرط غفلت كانَتْ هست أَعْيُنُهُمْ چشمهاى دل ايشان فِي غِطاءٍ در پوششى عَنْ ذِكْرِي از ياد من يعنى از مشاهده آياتى كه به آن ياد كرده مىشوم بتوحيد و تعظيم نزد اهل ايمان وَ كانُوا و هستند كافران كه به جهت ناشنوائى سخن حق لا يَسْتَطِيعُونَ نمىتوانند سَمْعاً شنودن كلام من يا محجوب مىمانند از استماع قرآن بسبب حجاب السمع كما قال اللّه تعالى و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا نظم چون تو قرآن خوانى اى صدر امم * گوش‌شان را پرده سازم از صمم چشم‌شان را نيز سازم چشم‌بند * تا نه‌بينند و كلامت نشنوند أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا آيا مىپندارند آنان كه نگرويده‌اند أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي آنكه فراگيرند بندگان مرا كه عيسى ع و عزير و ملائكه عليهم‌السلام‌اند مِنْ دُونِي بجز من أَوْلِياءَ دوستان يعنى معبودان ملخص سخن آنكه آيا مىپندارند كافران كه فراگرفتن ايشان بندگان مرا به خداى ايشان را نفع خواهد رسانيد استفهام بمعنى انكار است يعنى اتخاذ ايشان جمعى را به معبوديت هيچ سود نخواهد داشت ايشان را إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ به درستى كه ما آماده كرده‌ايم دوزخ را لِلْكافِرِينَ براى ناگرويدگان نُزُلًا منزل و مأوى يا نزلى كه براى مهمانان آرند و درين معنى تهكم است و تنبيه براى آنكه ايشان را خواهد بود كه دوزخ در پيش او چيزى محقر باشد -